تصمیم گرفتم آنقدر كمیاب شوم تا عزیزانم برایم دلتنگ و ازرده نشود ولی افسوس که فراموش شدم...

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

رنج است وقتی معجزه برای از دست رفتگان معصصومیت کلماتی هجو است

لیک بسرائیم این روایت از سقوط که ارزو میکردیم:

کاش ارتفاعی بیشتر داشت تا وقت داشته زمان را به تصویر اعتباری بنگاشته که

عمریست خاک بر ان نشسته

و هنوز درپی انیم که تغییر دهیم

اکنونی را که پایان بر ان نزدیکتر بود تا اغازش...

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

دل را درمانی نیافتم جز نشستن به انتظار انکه:

نماند,

و یادش را هم برد که انتظارش هم نباشد,

و نیامد,

و اسمش را هم از دفتر زندگی خط زد که دنبالش نباشم,

و حتی دیر زمانیست که دیده ام اصلا کسی نبود بجز خیالی که

از پس نبودن ادمی در اطرافم بر ذهن ترویج کرده ام...

%%%%%%%%%%%%%

اگر به جایی از ایده الهایی از خوب بودن و قوانین بخشش برسی

یعنی هرکسی را بخاطر بدترین خطاهایی که به تو کرده ببخشی

نهایت خودخواهی تو نسبت به خودت است...

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

وقتی معصومیت خود را در واژگان ذهن ادمی راه میدهد چقدر ناراحت کننده است که

فقط به نقطه دوری نگاه کرده یا گذشته ای از دوران کودکی بر میان پریشانی خیالمان گذر میکند...

فقط اهسته میگوئیم که

در کودکی چه فرشتگانی بودیم که با گذر بر علفهای هرز عمر مبدل به ادمی شدیم,

به یک جهش یافته که از کهتر به بهتر رهنمون نخواهد شد!!!

%%%%%%%%%%%%%%%

تا زمانیکه

در میان ابرها قدم نزنی هرگاه بیایم برایت از رعد و برقش صحبت کنم

فقط به چشم دیوانه ای بر من مینگری!!!

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

دیر زمانیست که...

توی عالم خلا راه میروم و فکر میکنم,

فقط انگاه است که سمت فعالیت ذهن و جسمم میروم

وگرنه بقیه ساعات خود نیز در خلا بیتحرک فقط به نگاهی بسنده ام...

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

ای کاش بود...

انکسیکه با تمام سختیهایش بازهم میامد تا کمی از بار غم بر دوش من سبک کند...

همچون عزیزان و بزرگترانی که در قصه ها خواندیم برای کوچکتران دیواری بودند...

%%%%%%%%%%%%%%%

دنیا را با چه محک زدند نسل پیشمان که اینگونه لاروبی بیش برایمان بجا نگذاشتند...

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

ادامه نوشته

زندگی ، خاطره یک شب خوش، زیر نور مهتاب، روی یک نیمکت چوبی سبز؛ هر از چندگاهی از غبار اندوه ...

آن یارکه عهد دوستاری بشکست/می رفت و منش گرفته دامن در دست

می گفت":دگر باره به خوابم بینی"/ می پنداشت که بعد او مرا خوابی هست...

---------------------------------------

همه میگن عشق ، من میگم هوس

همه میگن آزادی ، من میگم قفس

همه میگن رفاقت ، من میگم خیانت

همه میگن صداقت ، من میگم شکایت

خدا شکایت از این همه دورویی ! همه میگن ولی آخه راس میگن ؟

---------------------------------------

چرا "دوست داشتن"

نسبت به حساب نمیاد ؟؟

مثلاً بپرسن :

شما چه نسبتی دارین ؟....

من جواب بدم :

دوسشون دارم

---------------------------------------

چه فرقی می کند زن باشی یا مرد؟

اگر تن دادی و دل ندادی "فاحشه"ای....

---------------------------------------

بی خیال همه چی
پرت از دنیا می شم!
ساده
رها
وکمی هم عجیب!
همه اینها برای آروم کردن خودمه
اما اتفاق دیگه ای می افته
خدا زیر چونه امو می گیره
ومی گه حرف بزن
حرف بزن
حرف بزن
.
.
.

---------------------------------------

پیچک می شوم،

وحشی!

و می پیچم به پر و پای ثانیه هایت!

تا حتی نتوانی،

آنی،

بی "من"بودن را،

زندگی کنی....

---------------------------------------

«شخصیــ ــ ــت منو با برخوردم اشتباه نگیـــ ــر »

شخصیت من چیزیه که

مـــــ ـن هستــــ ـــم

اما برخورد مــــ ــن بستگی داره بـهـــــ این که

تــ ــ ـو چی باشیـــ ـــــ ...

---------------------------------------

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودیست که نگاه من، در نی نی چشمان تو،

خود را ویران می سازد....

---------------------------------------

نمی دانم چرا درد تنهایی چنین می سوزاند مرا

دلی در بند تنهایی من نیست

دلی دلدار این تنهاییم نیست

زمان در کام من تلخ است

صدایی با صدایم هم ساز نیست

نگاهم با نگاهی در تقاطع نیست

نفرین به آن دلی که دلم را این گونه دزدید و حراجش کرد

---------------------------------------

میـــ ــدونـ ـی چـ ــرا وقتــ ـی میــخــ ـوای بـری تـو رویــ ــا ...

چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟

وقتـــ ــی میـخــــ ـوای گــریــ ـه کنــ ـیـ ...

چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟ وقتــــ ـی میــخــ ــوای کسـ ــی رو ببــ ـوســ ـیـ ...

چشمــــ ــات رو میبنـــ ـدی؟

چـ ــون قشنـ ــگ تـ ـریـن چیــ ـز های این دنیــ ـا قابل دیـ ـدن نیسـ ـت !!

---------------------------------------

خستـــه ام
تکیه زدم بر دیواری از سکـــوت
گاه گاهی هق هق تنهاییَم
سکوتم را میخراشد
و نقشی از یادگاری میزند
یادگاری هایی که کسی
سواد خواندنش را ندارد
هیچ کس جز خدا....

---------------------------------------

-آدمهای موفق خودشان رابا افرادی که هم فکر هستند متحد می کنند

-در جهنمی سرد به گرمای عشق تو می اندیشم

-پیچک که هیچه اگه ریشه هم بشی بر تن ادمک, اونی که ميخواد بره خواهد رفت...

-گاهی وقتا آنقدر دلم می گیره که دلم برای خودم تنگ می شه

---------------------------------------

در ادامه چند شعر و متن زيبا است...

ادامه نوشته