چه دردی بیشتر از این که دردم را نمی دانی

به چشمم خیره می مانی نگاهم را نمی خوانی

به من گفتی چرا سردی، چرا اینگونه بی دردی

من از درد تو می میرم، نگو دردم نمی دانی

تو از تکرار لبریزی سکوتی حیرت انگیزی

اگر گفتن می میری، اگر گفتند می مانی

من از یک درد ناپیدا، که اما هست می گریم

تو با امید یک درمان که اما نیست خندانی

من از یک جنگل آتش که می بینم گریزانم

تو در یک باغ رویایی که می گویند زندانی

کنار پنجره یک شب، گل پاییز می میرد

بهاری باش بعد از این تو ای سرد زمستانی

همیشه ماندن و مردن، دورن خویش پوسیدن

من از مرداب می ترسم، نمی دانم تو می دانی

///////////////////////////

نا امید نشو

روزی به خدا شکایت کردم که چرا من پیشرفت نمیکنم ؟ دیگر امیدی ندارم میخواهم خودکشی کنم!

ناگهان خدا جوابم را داد و گفت : آیا درخت بامبو و سرخس را دیده ای ؟

گفتم: بله دیده ام

خدا گفت: موقعی که درخت بامبو و سرخس را آفریدم ، به خوبی از آنها مراقبت نمودم ... خیلی زود سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را گرفت ، آما بامبو رشد نکرد ... من از او قطع امید نکردم!

در دومین سال سرخس بیشتر رشد کرد ، اما از رشد بامبو خبری نبود

در سال های سوم و چهارم ، باز هم بامبو رشد نکرد

در سال پنجم ، جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد و در عرض شش ماه ارتفاعش از سرخس بالاتر رفت

آری ، در این مدت بامبو داشت ریشه هایش را محکمتر میکردم

آیا میدانی در تمام این سالها که تو درگیر مبارزه با سختی ها و مشکلات بودی ، در حقیقت ریشه هایت را محکم میساختی؟؟

زمان تو نیز فرا خواهد رسید و تو هم پیشرفت خواهی کرد ...

نــــــــا امیـــــــــد نشـــــــــــــــو

//////////////////////////////

خدایا! به دل های پروانه وش شمعی شایسته عنایت کن که در پای هر کرم شب تابی فرو نیایند و پیش هر چشم کور سویی جان نسپارند!
خدایا! آن چنان غریق دریای غربتمان مکن که به سمت هر خاشاک عاطفه ایی دست نیاز دراز کنیم پناه بر تو از تنهایی و غربت و بی کسی
!
خدایا! دستمان تهی و آلوده به معصیت است،اما دلمان سرشار از عشق و محبت است،به دستمان نگاه نکن. به دلمان هم نگاه نکن.به دست خودت و دل خودت نگاه کن(من کان محاسنه مساوی فکیف مساویه مساوی؟
!)
خدایا! تنها تویی که پنهان ترین زوایای وجود آدمیان را می فهمی هدایتمان کن!!!

( الهی نامه )

////////////////////////////

آغوش تو گناه نیست!

من در آغوش تو آرامش یافته ام

که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست.

آغوش تو گناه نیست!

من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام

که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست.

آغوش تو گناه نیست!

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام

که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست.

پس امانم بده که تا ابد در دل این زیبایی آرامش یابم و

دورم کن

از قومی که غرق در گناه،

به پاکی من و تو شلاق می زنند....

///////////////////////////////////

عادت کرده ام

کوتاه بنویسم

کوتاه بخونم

کوتاه حرف بزنم

کوتاه نفس بکشم

تازگی ها

دارم عادت می کنم

کوتاه زندگی می کنم

یا شاید

کوتاه بمیرم

نمی دانم

فقط عادت ...

////////////////////////

خدایا شکرت!!!

انقدر برایم عجیب است که خودمم باورم نمیشه!!!

عزیز من رفت ...!!! یک سفر!!! اما دریغ از قطره ای اشک ...!!!

من اشکی نریختم حتی بعد از او!!!

میدانم .....خوب میدانم.....این حس خوب به خاط

ر تصمیمی است که به تازگی گرفته ام!

به خاطر عهدی است که با تو بستم...!

فکر میکردم بعد از رفتنش در اینجا از غم بنویسم اما....

. حال که جز حس خوب چیز دیگری نمی بینم!

باز هم شکرت.......سپاس میگویمت!

هدفی مقابل روی ماست که از دلتنگی من ارجع تر است!

خدایا هم مرا هم او را در این راه کمک کن که جز تو پناه دیگری نداریم!

من یک قدم کوچک برداشتم به سمتت و به تو اعتماد کردم

و تو اعتماد مرا بی پاسخ رها نکردی........

.به راستی که تو بیشتر از هر کسی حال بنده ات را درک میکنی!

من حال پریشونم را به تو واگذار کرده و تو مرا در مدت کوتاهی شفا دادی!

جز این چیز دیگری ندارم که بگویم:شکرت!شکرت!شکرت!

///////////////////

اگر نمی توانی به کسی امید بدهی، نا امیدش نکن
اگر شنونده خوبی هستی، راز دار خوبی هم باش

اگر نمی توانی زخمی را مرهم بکشی، نمک هم نباش

همیشه فکر می کردم چون گرفتارم به خدا نمی رسم

اما اکنون فهمیدم که چون به خدا نرسیدم گرفتارم!!!

باران نباش که با التماس به شیشه بکوبی تا نگاهت کنند ;

ابر باش که با التماس نگاهت کنند تا بباری.

بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن

که بدترین روزها در کنارت بودند . . .

می دونی چرا وقتی آدم بزرگ میشه با خودکار می نویسه؟؟؟

چون یاد بگیره که هر اشتباهی پاک نمیشه!!!!

از گناه تنفّر داشته باش نه از گناهکار

چهار چیز را نگه دار: گرسنگیت را سر سفره دیگران،

زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.

هر گاه فکر کردی گناه کسی آنقدر بزرگ است

که نمی‌توانی او را ببخشی، بدان که آن از

کوچکی روح توست نه از بزرگی گناه او.

////////////////////////////////